src="http://www.google.com/images?q=tbn:CxXdlF1f9G1-sM::aycu18.webshots.com/image/25697/2000519006042163178_fs.jpg&h=94&w=125&usg=__6XKr2cpBcR6fwPeXyp55AQOehXw="> src=""> عاشقانه


عاشقانه

حرفای عشقولانه

نوشته شده در ٢۱ دی ۱۳۸۸ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

بخشودگی اهل گنه در صف محشر

وابسته به یک گردش چشمان حسین است

نوشته شده در ٧ دی ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٩ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

      

I LOVE YOU

گفته بودی طبیب دل بیمارانی ، پس طبیب دل من باش که بیمار توام . دوستت دارم خیلی زیاد بیشتر

از آنچه که تصور می کنی شاید باور نکنی چون در دل این شب سیاه که تو در میان بستر خودنشسته ای

من همچون تشنه ای که محتاج قطره ای باشد نیازمند توام و تنها به تو می اندیشم و تو را دوست دارم

تا آنجا که زبان از گفتن و نگاه از دیدن و قلم از نوشتن عاجز است .

نوشته شده در ۸ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ۸ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

رودها در جاری شدن

و علفها در سبز شدن معنی پیدا میکنند

کوه ها با قله ها

و دریا ها با موجها زندگی پیدا میکنند

و انسانها ، همه انسانها

با عشق ، فقط با عشق

پس بار خدایا برمن رحم کن

بر من که میدانم ناتوانم رحم کن

باشد که خانه ای نداشته باشم

باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم

باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم

اما نباشد ، هرگز نباشد

که در قلبم عشق نباشد ، هرگز نباشد.

   

نوشته شده در ٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام

در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام

چه خوانا دوری ات را بر سر در خانه نوشته اند

و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام

چه بسیار است دو روئی ها، فراموش کردن ها و گسستن ها

و من در این هم همه چه صادقانه مانده ام

رفیقان همه با نارفیقی خود رفیقند

من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام

خاستگاه من کجاست که من آن جا قنودن خواهم

من در پیمودن راه چه عاجزانه مانده ام

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام

نوشته شده در ٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٦ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

کاش میشد هیچ کس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی با تو می مانم ولی...
رفتی و گفتی و اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دست های تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود              
-----------------------------                   
می نویسم
می خوانم و فریاد می زنم
همیشه دوستت دارم
اما حیف که
دوست داشتن همیشه کافی نیست......
بی تو دیگه نمی تونم
ذره ذره تموم شدم
ای بی وفا ای مهربون
تو رفتی و تنها شدم
حالا می گم بیا ولی
انگار دیگه نمی تونی
یکی دیگست تو زندگیت
اینو از قلبت شنیدم
می دونی گریه می کنم
شبا یرای عشق تو؟
نمی رسم یه تو ولی داد می زنم دیوونتمکاش میشد هیچ کس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی با تو می مانم ولی...
رفتی و گفتی و اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دست های تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود              
-----------------------------                   
می نویسم
می خوانم و فریاد می زنم

نوشته شده در ٦ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٦ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٦ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٦ آذر ۱۳۸۸ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
نوشته شده در ٢٦ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند ، تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

بریدم بند ناف دلبستگی را با قیچی دلسردی .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

رابطه ی قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد .)

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

نماز عشق ترتیبی ندارد ، چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستی نیست .)

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست ، او جانشین همه ی نداشتن های من است .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

خدا به من زیستی عطا کن که در لحظه ی مرگ ، به بی ثمری لحظه ای که برای زیستن تلف کردم ، سوگوار نباشم .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

ارزش وجودی انسان به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

هرکس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

جا برای گنجشک زیاد است ولی ، به درختان خیابان تو عادت دارم .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است ، آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است ، هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد ، های های دل دیوانه من پنهانی است .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

دوست دارم شب را به غم تو سر کنم ، دفتری را از اشک چشمم تر کنم ، نام آن دفتر نهم دیوان عشق ، عشق را عنوان آن دفتر کنم .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه_-_-_-_-_-_-_-_-_-

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ، شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم ، تو چیستی که از هر موج تبسم تو ، بسان قایق سرگشته ی روی مردابم .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

دوست دارم همیشه از تو بنویسم بی آنکه در جستجوی قافیه ها باشم ، بی آنکه واژه ها را انتخاب کنم ، دوست دارم از تو بنویسم که می دانم هنوز دوستم داری و هر سپیده دم یک سبد مهربانی از تو دریافت می کنم .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

دنیا یه میدونه ، سرنوشت اما یه بازی ، پیش ام ما نوشتن ، حقته باید ببازی .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

از دیار آشنایی پا کشیدن مشکل است ، از تو ای آرام جانم دل بریدن مشکل است .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

دل رو زدم به دریا ، زدم برات پیامی ، فقط برای اینکه ، نگی که بی مرامی .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه _-_-_-_-_-_-_-_-_-

ای نگاهت پلی از مخمل و از ابریشم ، روزگاریست که تنها به تو می اندیشم .

-_-_-_-_-_-_-_-_-_ عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

به پرستو نباید دل بست زیرا که او نازک دل است ، و می گریزد از ما ، مانند باد از سرما ، و فراموش می کند تمام روزهای باهم بودن را .

شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات؟

———— عاشقانه ————
میان این همه راه
که به تو نمی رسد
چه سخت است
راه تو را گم کردن
————
عاشقانه —————
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود
زندگی اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود

———— عاشقانه —————
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب

———— عاشقانه —————
کاش قلبها وسعت مى گرفت
شمع با پروانه الفت مىگرفت
کاش توى جاده زندگى
خنده هم از گریه سبقت مىگرفت

————— عاشقانه ————
من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه
اما دلت به وده هاش یه کم وفا نمی کنه
من ندیدم کسی رو که مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو که تو دل اینجوری جا نمی کنه

نوشته شده در ۱۸ آبان ۱۳۸۸ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

کاش می شد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد

کاش می شد میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد

نوشته شده در ۱٧ آبان ۱۳۸۸ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

 

 

 

عاشقانه

نوشته شده در ۱٧ آبان ۱۳۸۸ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |

حال من دست خودم نیست دیگه آروم نمی گیرم

 

دلم از کسی گرفته که می خوام براش بمیرم

 

باز سرنوشت و انتهای آشنایی

 

باز لحظه های غم انگیز جدایی

دلنوازان

باز لحظه های ناگزیر دل بریدن

 

باز هم آخر راهو حس تلخ نرسیدن

 

پای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالم

 

تا من و ببخشی آخر تا دلت بسوزه کم کم

 

مثل آینه روبرومه حس با تو بودن من

 

دارم از دست تو می رم عاشقی کن عباسقلی زاده

 

من و نشکن

نوشته شده در ۱٧ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط عباسقلی زاده نظرات () |
× تبلیغات